آیا ترامپ به دنبال توافق با ایران است؟ شاید نه

رضا غبیشاوی در یادداشتی در عصر ایران مینویسد که ممکن است دونالد ترامپ در شرایط فعلی اساساً به دنبال دستیابی به توافق با ایران نباشد. به اعتقاد او، آنچه در حال وقوع است نه حرکت به سمت توافق، بلکه نوعی بازی در مسیر مذاکرات و حفظ وضعیت تعلیقی و فرسایشی علیه ایران است.
بر اساس این تحلیل، ترامپ از یکسو بر ادامه مذاکرات و تمایل به توافق تأکید میکند، اما در عمل شرایطی را پیش میبرد که نه به جنگ تمامعیار منجر میشود و نه به توافق نهایی. در این وضعیت، همزمان با ادامه گفتگوها، حملات محدود و پراکنده، تنشهای دریایی در خلیج فارس و تنگه هرمز و فشارهای اقتصادی علیه ایران ادامه دارد.
نویسنده معتقد است این وضعیت «نه جنگ، نه توافق» مطلوب طرفهایی مانند ترامپ و نتانیاهو است، چراکه ضمن حفظ فشارهای سیاسی و اقتصادی، از هزینههای یک جنگ گسترده نیز جلوگیری میکند. هدف نهایی در این سناریو، تضعیف ایران بدون ورود به یک درگیری فراگیر عنوان شده است.
در ادامه این تحلیل آمده است که یکی از دلایل تداوم این وضعیت، ناتوانی دو طرف در رسیدن به یک توافق است؛ چراکه نه ایران و نه آمریکا حاضر به عقبنشینی از مواضع خود نیستند و هر کدام خود را در موقعیت برتر میدانند.
در حوزه هستهای نیز، به گفته نویسنده، حملات نظامی به برخی مراکز اتمی ایران عملاً باعث توقف غنیسازی شده؛ هدفی که آمریکا پیشتر از طریق مذاکره دنبال میکرد اما اکنون به شکل میدانی محقق شده است.
از سوی دیگر، بسته ماندن تنگه هرمز نیز در این تحلیل بهعنوان عاملی مطرح میشود که با وجود برخی هزینهها، برای آمریکا و بهویژه شرکتهای نفتی این کشور منافع قابلتوجهی به همراه داشته است. افزایش قیمت انرژی و کاهش عرضه نفت از خلیج فارس، موجب رشد صادرات نفت آمریکا و جذب مشتریان جدید شده است.
همچنین این شرایط فشار بیشتری بر رقبای اقتصادی آمریکا، بهویژه چین، وارد کرده است؛ کشوری که بخش قابلتوجهی از واردات انرژی خود را از منطقه خلیج فارس تأمین میکند.
در مجموع، این یادداشت نتیجه میگیرد که ادامه وضعیت فعلی، یعنی تداوم تنشهای کنترلشده بدون رسیدن به توافق، میتواند سناریوی مطلوبی برای دولت ترامپ باشد؛ سناریویی که در آن فشار بر ایران حفظ میشود، بدون آنکه هزینههای یک جنگ گسترده به آمریکا تحمیل شود.




